تبلیغات
به ddddd12 خوش آمدید - مطالب ابر امیرالمؤمنین علیه السّلام

ادبی ؛ اجتماعی ؛ فرهنگی ؛ علمی

جستجو درعناوین

 

پادشاه عالم هستی

علی اسماعیلی وردنجانی

وقتی که زادگاه کسی خانه ی خداست 
دیگر حساب او زحساب همه جداست

اهدا نموده نام خودش را خدا به او
نام علی(ع) که زینت بر عرش کبریاست

نازل شده به شان علی(ع) آیه های وحی
آری علی(ع) نشانه و مقصود هل اتی ست

جنّت به عشق حضرت او آفریده شد
از این سبب بهشت، بهشت است و با صفاست

حلّال مشکلات بشر ذکر یا علی(ع) است
هر درد را ترنم نام علی(ع) دواست

وقتی رضای حضرت حق در رضای اوست
ای خوش به حال ما که علی(ع) مقتدای ماست

راه علی(ع) به سوی سعادت بَرَد تو را
گر راه دیگری بروی راه تو خطاست

او پادشاه عالم هستی است بی گمان
شاه است هر که بر در دربار او گداست

از صبح تا به شب به جز از یا علی(ع) مگو
یک یا علی(ع) معادل کوه اُحُد طلاست

رمز بقای ما و شما پیروی از اوست
هر راه دیگری بروی رو سوی فناست 

-----------------

http://ashkeshafagh.parsiblog.com/Posts/523


ddddd12.mihanblog.com

اسم امام علی علیه‌السّلام در قرآن کریم


ادامه مطلب

ddddd12.mihanblog.com

فضائل امیرالمؤمنین(علیه السّلام) از منظر روایات

فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) از منظر روایات
سؤال: فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) از دیدگاه روایات اهل سنت چگونه است؟
جواب: روایات زیادى در مورد فضائل اهل بیت(علیهم السلام) بیان شده كه در ذیل به برخى از آنها اشاره مى كنیم:
1 ـ حدیث نور
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «كنت أنا و على بن ابی طالب(علیه السلام) نوراً بین یدی الله قبل أن یخلق آدم باربعة آلاف عام، فلمّا خلق آدم قسّم ذلك النور جزئین. فجزء أنا وجزء علىّ»؛(1) «من و على بن ابى طالب نورى واحد نزد خداوند متعال بودیم، چهار هزار سال قبل از آن كه خداوند حضرت آدم را خلق كند، بعد از خلقت آدم آن نور را به دو جزء تقسیم نمود: جزئى من و جزء دیگر آن علىّ است.»
این حدیث را هشت نفر از صحابه، هشت نفر از تابعین، و بیش از چهل نفر از علماى اهل سنت نقل كرده اند.
2 ـ حدیث «أحبّ الخلق»
امام على(علیه السلام) كسى است كه طبق نصّ نبوى: «أحبّ الخلق إلى الله» است.
ترمذى به سند خود از انس بن مالك نقل مى كند: «كان عند النبى(صلى الله علیه وآله) طیر فقال: اللّهمّ ائتنى بأحبّ خلقك الیك یأكل معى من هذا الطیر، فجآء علىّ فأكل معه»؛(2) «مرغ بریانى نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود. عرض كرد: خدایا! محبوب ترین خلق نزد خودت را نزد من بفرست تا با من در این غذا شركت كند. در این هنگام على(علیه السلام) وارد شد و با او در غذا شركت كرد».
این حدیث صحیح را نُه نفر از صحابه، نود و یك نفر از تابعین، و پنجاه نفر از علماى اهل سنت نقل كرده اند. هفت نفر از آنان نیز درباره این حدیث كتاب تألیف نموده اند و گروهى از آنان نیز حدیث را از مسلّمات دانسته اند؛ مانند: مسعودى در «مروج الذهب»،(3) ابن عبد البرّ در «الاستیعاب»، محمّد بن طلحه شافعى در «مطالب السؤول»،(4) صفورى در «نزهة المجالس» و فضل بن روزبهان در «ابطال الباطل».
3 ـ امام على(علیه السلام) میزان ایمان و نفاق
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «لا یحبّ علیّاً إلاّ مؤمن ولا یبغض علیّاً إلاّ منافق»؛ «دوست ندارد على را مگر مؤمن و مبغوض ندارد على را مگر منافق.»
این مضمون را هشت نفر از صحابه، و حدود چهل نفر از علماى اهل سنت نقل كرده اند، مانند مسلم در «صحیح»،(5) ترمذى در «صحیح»،(6) احمد در «مسند»(7) و ابن ماجه در «سنن».(8)
4 ـ امام على(علیه السلام) برادر معنوى پیامبر(صلى الله علیه وآله)
جابر بن عبدالله و سعید بن مسیّب مى گویند: «إنّ رسول الله(صلى الله علیه وآله) آخى بین اصحابه، فبقى رسول الله(صلى الله علیه وآله) و ابوبكر و عمر و على(علیه السلام)، فآخى بین ابى بكر و عمر و قال لعلى: أنت أخى و أنا أخوك»؛ «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بین اصحابش عقد اخوت بست و تنها رسول خدا، ابوبكر، عمر و علىّ باقى ماندند، آن گاه بین ابوبكر و عمر عقد اخوت بست و سپس به على(علیه السلام) فرمود: «تو برادر من و من برادر تو ام.»
این حدیث را چهارده نفر از صحابه، و حدود چهل نفر از علماى اهل سنت نقل كرده اند؛ امثال: ترمذى در صحیح(9)و حاكم در مستدرك.(10)
5 ـ امام على(علیه السلام) و باز بودن درب خانه او به مسجد
احمد بن حنبل از زید بن ارقم نقل مى كند: «كان لنفر من الصحابه أبواب شارعة فی المسجد، فقال رسول الله(صلى الله علیه وآله): سدّوا هذه الأبواب الاّ باب على. فقال بعضهم فیه. فقال(صلى الله علیه وآله): و الله ما سددت شیئاً و لافتحته و لكن أمرت بشىء فاتبعته»؛(11)«گروهى از اصحاب، درهایى را ازمنزلشان به مسجد باز نموده بودند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: همه درها بسته شود، غیر از درب خانه على. برخى از مردم سخنانى گفتند، آنگاه فرمود: من درب ها را از جانب خود نبستم و باز نگذاشتم، بلكه مأمور شدم و به مأموریتم عمل نمودم.»
ترمذى نقل مى كند كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «سدّوا الأبواب كلها الاّ باب علىّ»؛(12) «همه درب ها را به مسجد، ببندید، جز درب خانه على».
این حدیث را حدود دوازده نفر از صحابه و سى نفر از علماى عامه نقل كرده اند.
6 ـ امام على(علیه السلام) و ردّ شمس
ابوهریره مى گوید: «نام رسول الله(صلى الله علیه وآله) ورأسه فى حجر علىّ، ولم یكن صلّى العصر حتى غربت الشمس، فلما قام النبى(صلى الله علیه وآله)دعا له فردّت علیه الشمس حتى صلّى، ثم غابت ثانیة»؛(13) «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در حالى كه سرش در دامان على(علیه السلام) بود خوابید، و ایشان نماز عصر را نخوانده بود كه خورشید غروب كرد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) كه بیدار شد براى او دعا كرد، خورشید بازگشت، على(علیه السلام) نماز عصر را در وقت خود به جاى آورد، آن گاه خورشید بازگشت».
این حدیث را نُه نفر از صحابه، و چهل نفر از علماى عامه نقل كرده اند كه ده نفر از آن ها درباره این حدیث كتاب تألیف نموده، حدود سیزده نفر نیز آن را تصحیح كرده اند؛ امثال: ابوجعفر طحاوى،(14) طبرانى،(15) بیهقى،(16) هیثمى(17) و قسطلانى.(18)
7 ـ امام على(علیه السلام) و ابلاغ سوره برائت
ابو رافع مى گوید: «بعث رسول الله(صلى الله علیه وآله) ابابكر بسورة «برائة» الى الموسم، فأتى جبرئیل فقال: انّه لن یؤدّیها عنك الا انت او رجل منك. فبعث علیاً فى اثره حتّى لحقه بین مكّة و المدینة، فأخذها و قرأها على الناس فى الموسم»؛(19) «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ابوبكر را براى ابلاغ سوره برائت به مكه فرستاد. جبرئیل بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شد و گفت: سوره را یا باید خودت ابلاغ كنى یا كسى كه از توست. پیامبر(صلى الله علیه وآله) علىّ(علیه السلام) را به دنبال او فرستاد. على(علیه السلام) بین مكه و مدینه به ابوبكر رسید، سوره را از او گرفته و بر مردم قرائت نمود».
این حدیث را هفتاد و سه نفر از علماى اهل سنت نقل كرده اند كه برخى از آنان عبارت اند از: احمد بن حنبل در مسند،(20) ابن ماجه در سنن،(21) و ترمذى در صحیح.(22)
8 ـ امام على(علیه السلام) مولود كعبه
حاكم نیشابورى مى گوید: «قد تواترت الأخبار أنّ فاطمة بنت أسد ولدت أمیرالمؤمنین على بن أبى طالب ـ كرّم الله وجهه ـ فى جوف الكعبه»؛(23) «در اخبار متواتر آمده است كه فاطمه دختر اسد، امیرالمؤمنین على بن ابى طالب ـ كرّم الله وجهه ـ را داخل كعبه زایید».
این حدیث را هفده نفر از علماى اهل سنت نقل كرده، دوازده نفر به تواتر یا شهرت آن تصریح نموده و نه نفر نیز به اختصاص این فضیلت به امام على(علیه السلام) تصریح كرده اند.
9 ـ امام على(علیه السلام) و گرفتن لواء
بریده اسلمى، از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل مى كند كه فرمود: «لأعطین اللّواء غداً رجلا یحبّ الله و رسوله و یحبّه الله و رسوله، فلمّا كان من الغد تطاول لها أبوبكر و عمر، فدعا علیّاً(علیه السلام) و هو أرمد فتفل فى عینیه و اعطاه اللواء، و نهض معه من الناس ما نهض»؛ (24) «فردا پرچم را به دست كسى خواهم داد كه خدا و رسول او را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند. روز بعد ابوبكر و عمر منتظر بودند كه آن ها را صدا زند، ولى پیامبر(صلى الله علیه وآله)علىّ(علیه السلام) را در حالى كه درد چشم داشت صدا زد و آب دهان در چشم او مالید، آن گاه پرچم را به دست او داد و عده اى نیز با او حركت كردند.»
10 ـ امام على(علیه السلام) اوّلین مسلمان و مؤمن
پیامبر(صلى الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام) فرمود: «انّه لأول أصحابى إسلاماً»؛(25) «علىّ اوّلین نفر از اصحاب من است كه اسلام آورد».
11 ـ امام على(علیه السلام) اوّلین نمازگزار با پیامبر(صلى الله علیه وآله)
حاكم نیشابورى، به سندش از امام على(علیه السلام) نقل مى كند كه فرمود: «عبدت الله مع رسول الله(صلى الله علیه وآله) سبع سنین قبل أن یعبده أحد من هذه الأمّه»؛(26) «با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هفت سال قبل از دیگران عبادت كردم».(27)


منابع
1. تذكرة الخواص، ص 46.
2. صحیح ترمذى، ج 5، ص 595.
3. مروج الذهب، ج 1، ص 711.
4. مطالب السؤول، ص 42.
5. صحیح مسلم، ج 1، ص 120، ح 131، كتاب الإیمان.
6. صحیح ترمذى، ج 5، ص 601، ح 3736.
7. مسند احمد، ج 1، ص 135، ح 643.
8. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 42، ح 114.
9. صحیح ترمذى، ج 5، ص 595، ح 3720.
10. مستدرك حاكم، ج 3، ص 16، ح 4289.
11. مسند احمد، ج 4، ص 369.
12. سنن ترمذى، ج 5، ص 641.
13. الخصائص الكبرى ج 2 ص 324.
14. كشف الرمس، سیوطى، ص 29.
15. همان، ص 34.
16. همان.
17. مجمع الزوائد، ج 8، ص 279.
18. المواهب اللدنیة، ج 1، ص 358.
19. در المنثور، ج 3، ص 210.
20. مسند احمد، ج 4، ص 165.
21. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 44.
22. صحیح ترمذى، ج 5، ص 636.
23. مستدرك حاكم، ج 3، ص 550، ح 6044.
24. تاریخ طبرى، ج 3، ص 93.
25. مسند احمد، ج 5، ص 662، ح 19796.
26. مستدرك حاكم، ج 3، ص 112.
27. على اصغر رضوانى، دفاع از تشیع و پاسخ به شبهات، ص 31. 
---------------


ddddd12.mihanblog.com

علم الکتاب

*************

ابو سعید خدری، از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله که مورد قبول اهل سنت می باشد می گوید:

سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ قَالَ ذَاكَ وَصِیُّ أَخِی سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ قَالَ ذَاكَ أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِب

از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم منظور از «الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» [8] چه کسی است؟ حضرت فرمود: منظور وزیر برادرم سلیمان بن داوود (آصف بن برخیا) است. عرض کردم: منظور از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» کیست؟ حضرت فرمود: منظور برادرم علی بن ابیطالب علیه السلام است.[9]

در اینجا لازم است به حدیثی اشاره کنیم که در آن تفاوت «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» با «عِلْمُ الْكِتابِ» بیان شده است:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ. وَ سُئِلَ عَنِ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَعْلَمُ أَمِ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ فَقَالَ مَا كَانَ عِلْمُ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ عِنْدَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ إِلَّا بِقَدْرِ مَا یَأْخُذُ بَعُوضَةٌ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ

از امام صادق علیه السلام که ایشان فرمودند : آن که «عِلْمُ الْكِتابِ» نزد اوست همان امیرالمومنین علیه السلام است. و از ایشان پرسیدند : آیا آن که «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» دارد اعلم است یا کسی که «عِلْمُ الْكِتابِ» نزد اوست؟ حضرت فرمودند : علم کسی که نزد او «عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ» است نسبت به کسی که «عِلْمُ الْكِتابِ» نزد اوست فقط به اندازه آن چیزی است که پشه با بالش از آب دریا بر می دارد. [10]

در روایات دیگری از حضرت صادق علیه السلام آمده است که «عِلْمُ الْكِتابِ» نزد همه ائمه علیهم السلام است :

عَنِ الصادِقِ فی قَولِه «كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» قَالَ : إِیَّانَا عَنَى وَ عَلِیٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَیْرُنَا بَعْدَ النَّبِیِّ

از امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه ، ایشان فرمودند : مقصود ما هستیم و البته علی بن ابیطالب علیه السلام اولین نفر از ما و افضل و شایسته ترین از ما بعد رسول الله صلی الله علیه و آله است.[11]

عَن عَبدِاللهِ بنِ کَثیرٍ عَنِ الصّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ وَضَعَ یَدَهُ عَلی صَدرِهِ ثُمَّ قالَ عِندَنا وَ اللهِ عِلمُ الکِتابِ کُمَّلاً.

از عبدالله کثیر از امام صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت دست بر سینه خود گذاشت و فرمود: قسم به خدا که تمامی علم کتاب نزد ما اهل بیت است. [12]

[8].سوره نمل ، آیه 40

[9].وسائل‏الشیعة ، جلد 27 ، صفحه 188

[10].بحارالأنوار ، جلد 35 ، صفحه 429 از تفسیر قمی

[11].الكافی ، جلد1 ، صفحه 229

[12].مجمع البیان (به نقل از آیات الولایه در فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام) 

http://www.aboutorab.com/page.php?pid=204&id=562


ddddd12.mihanblog.com

کتاب قضاوتهای حضرت علی علیه السّلام


نوع مطلب : کتاب و نرم افزار ،

کتاب حاضر، ترجمه کتاب«قضاء امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السّلام» تالیف علّامه

بزرگوار و مجاهد خستگی ناپذیر، آیة الله حاج شیخ محمد تقی شوشتری می باشد.

امام علی

این کتاب گرانقدر، قضاوتهای محیرالعقول و معجزگونه علی علیه السّلام را روایت می کند. قضاوتهایی که آنچنان اعجاب برانگیز است که اینک پس از قرنها، هنوز اندیشمندان و نوادر عالم از این درخششهای الهی، انگشت حیرت به دندان گرفته و در شگفتی فرو رفته اند. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:  «یا علی! انت أعلمُ هذه الامة و اقضاها بالحق»؛ یا علی!  تو داناترین این امت و برترین آنان در قضاوت به حق می باشی.

این داوریها و قضاوتهای آن حضرت، که در این کتاب جمع آوری شده، کاملا ابتکاری و بی سابقه است، که در هر قضیه ای با پیگیری دقیق و عمیق ماجرا، و طرح و تدبیر نقشه هایی حیرت آور، و الهام گرفته از امدادهای غیبی، نیرنگ مکاران و جرائم مجرمین را کشف و شخص جانی را ناگزیر از اقرار نموده و حق را به صاحب حق رسانده و حدود الهی را بدون کمترین اغماض و با قاطعیت تمام به اجراء درآورده و به قضاوتهای سطحی و پوشالی اکتفا ننموده است.

دراین باره امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: «اگر بر بساط قضاوت تکیه زنم حکم می کنم بین پیروان تورات به توراتشان، و پیروان انجیل به انجیلشان، و پیروان قرآن به قرآنشان، بگونه ای که هر کدام به نطق آمده بگوید: علی به آنچه که در من هست قضاوت نموده است».

الحق که علی علیه السلام شخصیتی بود که غیر از خدا و رسولش، کسی او را نشناخته

و هیچ پرواز کننده ای به قلّه فضل و کمال او راه نیافته است.

دانلود کتاب :

http://dnl.tebyan.net/1391/03/20120529132607409.rar

http://eshghbemaabood.ir

 


ddddd12.mihanblog.com